لسان الملك سپهر
2109
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
صوم و سكوت نيست ، و آن كس كه صائم بماند و حفظ زبان نتواند چنان كسى است كه بدون قرائت در نماز اقامت كند ، پس او را دستمزد بر پاى شونده دهند ، نه عطاى عبادتكننده . آنگاه فرمود : اى احمد آيا مىدانى چه هنگام عبد عبادتكننده باشد ؟ عرض كرد : ندانم . فرمود : چون هفت خصلت ملازم او شود : نخستين آن پرهيزكارى كه او را از محرّمات بازدارد . و ديگر آن خاموشى كه از ناسنجيده گفتنش دفع دهد ، و ديگر خوفى كه هر روزش بر زارى و ضراعت بيفزايد ، و ديگر حيائى كه در خلوت آزرم مرا فرو نگذارد ، و ديگر زياده از آنچه وقايهء حيات كند نخورد ، و ديگر دنيا را مبغوض دارد چه من دنيا را مبغوض دارم ، و ديگر بزرگان دين را دوست دارد چه من دوست دارم . يا احمد هر كه دعوى دار حبّ من باشد محبّ نشود ، جز اينكه در قلّت قوت كوشد و جامهء درويش پوشد ، پيشانى به خاك مذلّت نهد و نماز به درازناى مدّت دهد ، نام به خاموشى برآرد و كار به من گذارد ، فراوان بگريد و اندك بخندد ، از هواى نفس بيگانه شود و از مسجد خانه گزيند ، با علم انيس و با زهد جليس گردد ، از علما آشنايان گيرد و با فقرا هم آشيان باشد و پيوسته با رضاى من آميزد و از مرد گناه بگريزد ، به ياد من دم زند و مرا تسبيح كند ، وعد و عهدش استوار باشد ، دل را از آلايش هوى ، پاكيزه و پاك سازد و در اداى نماز و فرائض چالاك و خاشع زيد ، بر طريق ثواب آسان رود ، و از عقاب و عذاب هراسان باشد ، و جز با دوستان من قرين نشود و همنشين نجويد . يا احمد لو صلّى العبد صلاة اهل السّماء و الارض ، و يصوم صيام اهل السّماء و الارض ، و يطوى من الطّعام مثل الملائكة ، و لبس لباس العارى ؛ ثمّ ارى فى قلبه من حبّ الدّنيا ذرّة او سعتها او رياستها او حليّها ، او زينتها لا يجاورنى فى دارى ، و لا نزعن من قلبه محبّتى و عليك سلامى و رحمتى . فرمود : اى احمد اگر عبد نماز و روزه اهل آسمان و زمين را بر خويش بگذارد ، و مانند فريشتگان شكم از خوردنى درپيچد و جامهء زاهدان بپوشد ، آنگاه اگر در دل او ذرّهاى از حبّ دنيا و حبّ رياست و زينت دنيا نگرم هرگزش در جوار خود جاى ندهم ، و محبّت خود را از قلب او بيرون كنم ، آنگاه با پيغمبر فرمود : بر تو باد سلام و رحمت من .